تبليغاتX
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ
سیب را گاز میزنند با پوست!!!






























سیب را گاز میزنند با پوست!!!

نظر مقام معظم رهبری درباره عید نوروز

نوروز را نگه داشتند و محتواي آن را عوض کردند. نوروز در ايران، جشني در خدمت حکومتهاي استبداديِ قبل از اسلام بود! به همين خاطر است که «نوروز باستاني»، «نوروز باستاني» مي‏گويند! «نوروز» اش خوب است، ولي «باستاني» اش بد است! نوروز براي ملت ما، امروز عبارت است از اوّلاً : توجّه مردم به خدا. اوّلِ تحويلِ سال که مي‏شود، مردم دعا مي‏خوانند، «يا محوّل الحول والاحوال» مي‏گويند، آغاز سال را با ياد خدا شروع مي‏کنند، توجّه خود را به خدا زياد مي‏کنند. اين، ارزش است. ثانياً نوروز را بهانه‏اي براي ديد و بازديد و رفع کدورتها و کينه‏ها و محبّت به يکديگر قرار مي‏دهند. اين همان برادري و عطوفت اسلامي و همان صله رحم اسلام است؛ بسيار خوب است. ضمناً نوروز را بهانه‏اي براي زيارت اعتاب مقدّسه قرار مي‏دهند؛ به مشهد مسافرت مي‏کنند - که هميشه يکي از پرجمعيت‏ترين اوقات سال در مشهد مقدّس، اوقات عيد نوروز بوده است - اين بسيار خوب است. پس مي‏بينيد که نوروز را نگه داشتند، محتواي آن را که غلط بود، به محتواي صحيح و درست تبديل کردند. اين هنر ملت ايران و ذوق و سليقه ايراني مسلمان است. ما عيد نوروز را از ديدگاه کساني که با اسلام سر و کار دارند، تأييد مي‏کنيم. عيد نوروز، چيز خوبي است. وسيله‏اي است که با آن دلها شاد مي‏شود، انسانها با يکديگر ارتباط برقرار مي‏کنند، صله رحم و صله احباب مي‏کنند؛ چون دوستان و رفقا هم مثل ارحام، احتياج به صله دارند. انسان بايد با ارحام صله کند، بايد با دوستان و رفقا هم صله کند؛ يعني ارتباط برقرار کند. اين، ارتباط عيد نوروز است که بسيار خوب است.

نوروز، يعني روز نو. در روايات ما - بخصوص همان روايت معروفِ «معلّي‏بن‏خنيس» - به اين نکته توجّه شده است. او در کنار امام صادق عليه الصّلاة والسّلام زندگي خود را گذرانده و بعد هم به شهادت رسيده است. معلّي‏بن‏خنيس خدمت حضرت مي‏رود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است (در تعبيرات عربي، «نوروز» را تعريب مي‏کنند و «نيروز» مي‏گويند) حضرت به او مي‏فرمايند : «أتدري ماالنيروز؟» آيا مي‏داني نوروز چيست؟

روزي که در آن اتّفاق بزرگي افتاده باشد، نوروز است. روزي که شما در آن بتوانيد اتّفاق بزرگي را محقَّق کنيد، نوروز است. بعد، خود حضرت مثال مي‏زنند و مي‏فرمايند: آن روزي که جناب آدم و حوّا، پا بر روي زمين گذاشتند، نوروز بود؛ براي بني آدم و نوع بشر، روز نويي بود. روزي که حضرت نوح - بعد از توفان عالمگير - کشتي خود را به ساحل نجات رساند، «نوروز» است؛ روز نويي است و داستان تازه‏اي در زندگي بشر آغاز شده است. روزي که قرآن بر پيغمبر نازل شد، روز نويي براي بشريت است - حقيقت قضيه همين است؛ روزي که قرآن براي بشر نازل مي‏شود، مقطعي در تاريخ است که براي انسانها روز نو است - روزي هم که اميرالمؤمنين عليه‏السّلام به ولايت انتخاب شد، روز نو است.

اينها همه، «نوروز» است؛ چه از لحاظ تاريخ شمسي، با اوّلِ ماه «حَمَل» مطابق باشد يا نباشد. اين نيست که حضرت بخواهند بفرمايند که اين قضايا، روز اوّلِ «حَمَل» - روز اوّلِ فروردين - اتّفاق افتاده است؛ نخير. بحث اين است که هر روزي که اين طور خصوصياتي در آن اتّفاق بيفتد، روز نو و «نوروز» است؛ چه اوّل فروردين، چه هر روز ديگري از اوقات سال باشد. روزي که انقلاب پيروز شد «نوروز» است، روز نويي بود. روزي که امام وارد اين کشور شد، براي ما نوروز بود. روز فتوحات عظيم اين جوانان مؤمن و اين ايثارگران ما در جبهه نبرد - عليه نظامياني که از «ناتو» و «ورشو» و امريکا و شوروي و خيلي از مراکز ديگرِ قدرت تغذيه مي‏شدند - روز پيروزي جوانان ما - با ايمانشان - بر آنها «نوروز» است؛ روز نو است. حال اگر شما مي‏خواهيد روز اوّلِ فروردين را هم براي خودتان روز «نو» و نوروز قرار دهيد، شرط دارد. شرطش اين است که کاري کنيد و حرکتي انجام دهيد؛ حادثه‏اي بيافرينيد. آن حادثه در کجاست؟ در درون خود شما! «يا مقلّب القلوب والابصار. يا مدبّرالليل والنّهار. يا محوّل الحول والاحوال. حوّل حالنا الي احسن الحال». اگر حال خود را عوض کرديد، اگر توانستيد گوهر انساني خود را درخشانتر کنيد، حقيقتاً براي شما «نوروز» است! اگر توانستيد پيام انقلاب، پيام پيامبران، پيام امام بزرگوار و پيام خونهاي مطهّرِ بهترين جوانان اين ملت را - که در اين راه ريخته شده است - به دل خودتان منتقل کنيد، براي شما «نوروز» است.عزيزان من! سعي کنيد روز اوّل فروردين را براي خودتان «نوروز» کنيد. بعضي کسان روز اوّلِ فروردينشان «نوروز» نيست. ممکن است اوّل فروردين براي آنها از هر روز نحسي هم نحستر باشد! اوّل فروردين - «نوروز» - براي آنهايي که در درون خود، به فساد و انحطاط گرايش پيدا مي‏کنند، آنهايي که خود را از خدا دور مي‏کنند، آنهايي که خود را از هدفهاي بلند اين ملت و اين انقلاب جدا مي‏کنند، نوروز نيست، روز عيد نيست، روز جشن و روز شادي نيست؛ شوم است! اين، آن حقيقت مسأله در باب نوروز است.

 بيانات مقام معظم رهبري در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (علیه السلام) ۱۳۷۷/۰۱/۰۱

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط سیب|

بفرماييد!!!

بفرماييد فروردين شود اسفندهاي ما

نه بر لب، بلكه در دل گل كند لبخندهاي ما

بفرماييد هرچيزي همان باشد كه مي خواهد

همان، يعني نه مانند من و مانندهاي ما

بفرماييد تا اين بي چراتر كار عالم؛ عشق

رها باشد از اين چون و چرا و چندهاي ما

سر مويي اگر با عاشقان داري سر ياري

بيفشان زلف و مشكن حلقه پيوندهاي ما

به بالايت قسم، سرو و صنوبر با تو مي بالند

بيا تا راست باشد عاقبت سوگندهاي ما

شب و روز از تو مي گوييم و مي گويند، كاري كن

كه « مي بينم » بگيرد جاي « مي گويند» هاي ما

نمي دانم كجايي يا كه اي، آنقدر مي دانم

كه مي آيي كه بگشايي گره از بندهاي ما

بفرماييد فردا زودتر فردا شود، امروز

همين حالا بيايد وعده آينده هاي ما

صلواتي نثار روح قيصر امين پور

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط سیب|

اصل بودن اعتقاد به جمهوری اسلامی و نه صرف احاطه ی علمی

 

اگر وكيلى باشد كه اينجايش پينه بسته از شدت سجده و ليكن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، اين به درد شما نمى‏خورد. و اگر وكيلى باشد كه بدانيد دشمن با رژيم منحوس بود و دشمن با امريكا و شوروى بود لكن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، اين وكيل را وكيل تعيين نكنيد. وكيلى كه تعيين مى‏كنيد آنى است كه جمهورى اسلامى را عقيده داشته باشد؛ نه چهار روزى كه حالا مى‏خواهد وكالت بكند بگويد جمهورى اسلامى! ما يك نفر را داشتيم كه مى‏خواست وكيل بشود؛ مى‏گفتند كه اين آدم در ايامى كه مى‏خواهند رأى بگيرند نماز مى‏خواند! اين جور نباشد. خودتان فهميده باشيد؛ بين خودتان زندگى كرده باشد. فهميده باشيد كه مسير همان مسيرى است كه شما داريد. اگر يك نفر آدمى باشد كه فيلسوف باشد، يك آدمى باشد كه تمام عالم را در تحت سيطره علمى خودش برده باشد لكن جمهورى اسلامى را نمى‏خواهد، اين را تعيين نكنيد.


(صحيفه امام، ج‏7، ص: 465 سخنرانى [در جمع دانشجويان اهواز (خطر روشنفكر مآبها)] زمان: 2 خرداد 135826 جمادى الثانى 1399)


شاخص هاي انتخاب از منظر امام (ره):


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط سیب|

 

گویند کریم است و گنه می بخشد

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم.....؟؟؟

در این شب ها ما را دعا کنید...

یاعلی...

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط سیب|

سلام... آمده ام از پدر بنويسم.... پدر = همه وجودم

يادش بخير... ۵-۶ ساله بودم. اون موقع هنوز مامان توي روستا درس ميداد.خيلي وقتا با بابا مي رفتيم دنبالش. بابا هميشه شجريان ميذاشت... ياد ايامي رو خوب يادمه..... هميشه باهم ميخونديمش...واقعا ياد ايامي

چندسالي بابا تو يه مدرسه اي درس ميداد كه مديرش عموم بود و خانمش معلم يكي از پايه ها...توي تمام اردوها منو آبجيمو داداشم وبچه هاي عموم حضور فعال داشتيم.... ماه رمضوناش خيلي با صفا بود.وقتي مي خواستم به دانش آموزها افطاري بدن همه ما دور هم جمع مي شديم... ماشاالله همه هم كه آشنا بودن.... خلاصه مدرسه فاميلي بودتازه ماكلي واسه خودمون و واسه شاگردا كلاس ميذاشتيم بچه معلمشونيم

كمي هم از حال بگم: من توي خونه نقش مامان دوم دارم (هرچند كه آبجيم ازمن بزرگتره) اصولا هرچي كم كسري توي خونه بود من به بابا يادآوري ميكردم.... اوايل كه اومدم شيراز مامن تعريف ميكرد: بابا ميگه ديگه كسي نيست توي خونه بگه بابا اينو نداريم... اينو نگير... خوب باشه بد باشه....

به هر حال بابا منبع آرامش منه... خدا سايشو از سرمون كم نكنه... خونه بي پدر خيلي سخته...

توي اين سال هاي دور ازخانه چه مامان هرروز بهم زنگ بزنه چه بابام يه كلمه فقط بگه سلام انگار تمام دنيا رو بهم دادن....بالاخره دختره و عشق بابايي....اين عشق ريشه داره در عشق زهرا و باباش....

باباجون روزت مبارك....

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط سیب|


آخرين مطالب
» عيد نوروز
» یک سلام بهاری ...
» انتخابات مجلس از منظر امام خميني (ره)
» شب تقدیر....
» من و بابايي........
» ...!!!
» حرف دل ...
» مادر...
» دیدار پرشور هزاران نفر از مردم استان فارس۱۳۹۰/۰۲/۰۳
» وبلاگ قطعه ۲۶ (حسین قدیانی)

 Design By : Pichak